تبليغات X
چهارمین ویژگی دوست خوب برای دوستان خوبم
29 دسامبر 2011 @ 20:37

با سلام مجدد خدمت تمام عزیزانی که این مطالب رومیخونن وانشا الله عمل هم میکنند

4 ـ خوشنامى و شهرت داشتن به خوبى:

در جامعه روستايى يا شهرى كه در آن زندگى مىكنيم برخى از خانوادهها به خوبى و پاكى و نجابت و نيك نامى شهرت دارند و بالعكس برخى ديگر به بدى و زشتى و بىايمانى مشهورند همه همت يك جوان بايد در اين باشد كه اگر قدرت اصلاح چنين افرادى را دارد كه با آنها طرح دوستى ببندد و در مقام ساختن و اصلاحشان بر آيد بسيار كار پسنديدهاى است و چون غالباً چنين قدرتى از غالب جوانان بعيد است لذا سفارش اكيد بر اين است كه با اين قشر مجالست و رفاقتى نداشته باشيد. در توصيههاى اولياى دين در اين زمينه از دو چيز نهى شده است. يكى نزديك شدن به مراكز و مجالس بدنام كننده و ديگرى رفاقت با افراد بدنام و مورد اتهام. در وصيت على(عليه السلام) به فرزندش امام حسن مجتبى(عليه السلام) چنين آمده است كه: ايّاكَ وَمَواطِنَ التُّهمَة والمجلسِ المظنونَ بِهِ السُّوءُ فَاِنَّ قرينَ السَّوءِ يَغُرُّ جَليسَهُ.

«از مراكز بدنام و محلهاى مورد تهمت و از مجالسى كه مورد سوء ظن است دورى كن به دليل آنكه رفيق بد، دوستش را فريب مىدهد و او را به كار ناپسند تحريك مىكند»(1). و نيز پيامبر عظيم الشّأن اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمودند: اَولى النّاس بالتُّهمَةِ مَنْ جالَسَ اهلَ التهمة.

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ بحار الانوار، ج42 ص203 روايت 7.

«شايستهترين مردم براى بدنام كردن و ننگ اجتماعى كسى است كه با بدنامان مجالست داشته باشد»(1). قطعاً كسى كه داراى اعمال و عقايد خوبى باشد و مردم او را به صفات نيك بشناسند در حاليكه با افراد بدنام مجالست نمايد و با آنها حشر و نشر داشته باشد تدريجاً مورد اتهام واقع مىشود و چه بسا بدنامى آنان در او سرايت نموده و او را مورد تأثير قرار دهد.

5 ـ صادق بودن و صداقت داشتن:

از اوصاف ديگرى كه در آئين دوست يا بىملاك و محور است اين است كه رفيق بايد در گفتار صادق و در رفتار صداقت داشته باشد. صدق در گفتار و صداقت در رفتار، تعديل شخصيت انسان را به همراه دارد. آنكه در گفتار صادق نبوده و سعى در درست جلوه دادن قضاياى كاذب است و يا در اعمال و رفتار خود تلاش مىكند كه نوعى رفتار تصنعى و كاذب را براى خود ايجاد نمايد و در وراى آن رفتار حقيقى خود را بپوشاند از ديدگاه علوم روانشناختى از نوعى كمبود و كاستى روحى و باطنى رنج مىبرد و سعى دارد كه از اين طريق آن كاستى خود را به اين صورت جبران نمايد. واِلا كسى كه داراى شخصيت متعادل و حقيقى بوده و از تعديل روحى و روانى برخوردار باشد نيازى نمىبيند كه به كذب قولى و عملى دست زند.

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ بحار الانوار، ج72 ص90 روايت 3.

روانشناسان مدعىاند كه با تجربه ثابت شده است آنانكه از حيث شخصيتى ضعفى در خود مىبينند و يا كمبود عاطفى در خود احساس مىكنند سعى دارند كه خود را به نحوى در ميان دوستان مطرح سازند كه يكى از بهترين راهها بزرگ نمائى در امور است و اينان هميشه مىخواهند خوبى را بدى، راست را دروغ، زيبا را زشت، راستى را كجى، نزديك را دور و هر امرى كه جلوهاى تازه و اعجاب آور داشته باشد نمايان سازند تا اينكه خود مطرح گردند. و شايد به همين دليل باشد كه در اخبار و روايات ائمّه(عليهم السلام) انسان كاذب و دروغگو به سراب تشبيه شده است و از پيمان دوستى با آنان شديداً نهى شده است.


نظرات
دسته‌بندی نشده
سومین ویژگی یه دوست خوب:
2 اکتبر 2011 @ 19:39

سلام دوستان برهانی من:حالتون چطوره :بازم یه وقتی پیدا شد گفتم هرچند این دوستان مارو قابل نمیدونندولی خوب باشه ما به رسم ادب سنگرو خالی نکنیم
هر کجاهستید موفق باشید :

3ـ عاقل بودن:
معيار ديگرى كه در انتخاب دوست بايد لحاظ گردد ميزان علم و آگاهى و عقل و انديشه اوست. دوست آگاه و عاقل مايه خوشبختى و سعادت و رفيق سفيه و جاهل اسباب ناراحتى و رنج را فراهم خواهد نمود. چون اوّلى با درايت خويش و آگاهى و معرفتى كه دارد در انجام اعمال خود تمام جوانب كار را درنظر دارد كه هم براى خود و هم براى نزديكان و دوستانش معضل يا مشكلى را ايجاد نكرده بلكه مشكلات موجود را رفع مىكند امّا دوّمى با علم اندك و عدم تدبير و دورانديشى و استفاده نكردن بجا از عقل و انديشه نه تنها قدرت از ميان برداشتن مشكلات را در زندگى ندارد بلكه با سفاهت خويش موانعى را براى خود

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ بحار الانوار، ج68 ص278 روايت 17.

و دوستان در مسير پيشرفت زندگى ايجاد میكند. چه بسا نيّتى خير در ذهن داشته باشد تا اينكه كار خيرى در حق دوستان انجام دهد و ليكن بر اثر كج فهمى و كم خردى عملى به زيان او انجام مىدهد.

اين مورد هم يكى از مواردى است كه در احاديث تربيتى از طرف معصومين(عليهم السلام) بدان بسيار تأكيد رفته است.

و ما از باب نمونه به چند روايت اشاره مىكنيم.

امام سجّاد(عليه السلام) خطاب به فرزند بزرگوارش امام باقر(عليه السلام) مىفرمايند:

يابُنىّ اِيّاكَ ومصاحَبَةَ الاحمقِ فانّه يريد أن ينفعك فيضرّك.
«اى فرزندم از رفاقت با احمق پرهيز كن چون او اراده مىكند كه به نفع تو قدمى بردارد ولى بر اثر حماقت و نافهمى مايه زيان و ضرر تو مىشود»(1).

در حديث ديگر تأكيد شده كه از اينگونه افراد فاصله بگيريد چون مصاحبت با ايشان موجب مىگردد كه شما هم در آينده مثل آنان گرديد و اينگونه از رفتارهاى نابخردانه بسيار سريع در شما اثر گذارد.

امام صادق(عليه السلام) مىفرمايند: مَنْ لَم يَجْتَنِبْ مصاحبة الأحمقِ اوشَكَ اَنْ يتخَلَّقَ بأخلاقِهِ.
«كسى كه از رفاقت با احمق پرهيز نكند تحت تأثير كارهاى احمقانه وى واقع مىشود و خيلى زود به اخلاق او متخلق مىگردد»(2).

بنابر اين دوستى با انسانهاى غير عاقل و جاهل جز سختى و رنج

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ بحار الانوار، ج71 ص196 روايت 29.

2 ـ بحار الانوار، ج71 ص190 روايت 2.

چيزى را به ارمغان نخواهد آورد و تحفهاى جز ايجاد مشكل در بر نخواهد داشت. چنانچه امام حسن عسگرى(عليه السلام) فرمودند: صديقُ الجاهل تَعِبٌ.
«دوست انسان جاهل هميشه در سختى و زحمت است»(1).

يا على(عليه السلام) مىفرمايند: صديقُ الاحمق فى تعب. «دوست انسان احمق همواره در رنج است»(2).

متقابلاً در برخى روايات رفيق عاقل و آگاه به داروى شفا بخش تشبيه شده است كه مىتواند امراض اخلاقى و ناهنجارىهاى رفتارى را درمان نمايد. امام صادق(عليه السلام) در روايتى بسيار زيبا چنين فرمودند:

«دوستان صميمى سه قسمند: اوّل كسى كه همانند غذا از ضروريات و لوازم زندگى به حساب مىآيد و در همه حالات، انسان به او نيازمند است و او رفيق عاقل است. دوّم كسى است كه وجود او براى انسان به منزله يك بيمارى مزاحم و رنج آور است و او رفيق احمق است. سوّم دوستى است كه وجودش نافع است همانند داروى شفا بخش و ضد بيمارى است و او رفيق عاقل و لبيب است (يعنى داراى فكرى عميق و دور انديش است)»(3).


نظرات
دسته‌بندی نشده
ادامه مطلب :چگونه دوستی انتخاب کنیم
20 سپتامبر 2011 @ 10:20

2 ـ حسن خلق و فروتنى:
يكى ديگر از معيارهاى مهم در انتخاب دوست اين است كه او داراى حسن خلق، رفتار پسنديده، تواضع و فروتنى و اوصاف نيكو باشد. فردى كه از اين اوصاف برخوردار نباشد لايق ارتباط و پيوند دوستى نيست چون اعمال ناشايست او حاكى از نيّات پليدى است كه در باطن اوست. بهترين مزيت ارتباط و دوستى با اينگونه از افراد اين است كه بتدريج خُلق و
خوى او در رفتار آدمى تأثير مىگذارد. طورى كه منش و رفتار دو دوست مثل هم مىشود. در حديثى از رسول گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم) وارد شد كه فرمودند:
المرء على دين خليله وقرينه. «روش آدمى بر طبق مذهب و سيره دوست و رفيقش خواهد بود»(1).
اين تأثير در رفتار آنچنان محكم و وثيق است كه سليمان پيامبر(عليه السلام)فرمودند:
«درباره كسى به نيكى و بدى قضاوت نكنيد تا دو ستانش را ببينيد. چه اينكه آدمى از امثال و اقرانش شناخته مىشود و به صفات همنشينان و دوستانش توصيف مىگردد»(2).
و نيز على(عليه السلام) در دورى از اينگونه افراد مىفرمايند: «لاتصحبُ الشريرَ فَانَّ طبعكَ يسْرِقُ مِنْ طبْعِهِ شراً وَاَنْتَ لاتَعْلَمُ».
«از مصاحبت با مردم شرير و فاسد بپرهيز كه طبيعت بطور ناخودآگاه بدى و ناپاكى را از طبع منحرف مىدزدد در حاليكه تو از آن بىخبرى»(3).
و در كلام نورانى امام صادق(عليه السلام) چنين آمده است كه: «مَنْ يَصْحَبُ صاحِبَ السّوءِ لايَسْلَمُ».
«كسى كه با رفيق بد همنشين شود سالم نمىماند و سرانجام به ناپاكى آلوده مىشود»(1).
همه اين تأكيدات و هشدارها از كلمات نورانى معصومين(عليهم السلام)حاكى از آن است كه انسان نبايد دوستى را انتخاب نموده و با او مجالست نمايد كه در زندگى مواظب عملكردهاى خود و در مسائل اجتماعى در برخورد با ديگران متوجه منش و رفتارهاى خود نيست و شخصى كه داراى اخلاق تند، رفتار ناشايست و برخورد نامناسب باشد از رفاقت با او نهى شده است.


نظرات
دسته‌بندی نشده
زدیده گرچو برفتی نمی روی ازیاد
7 سپتامبر 2011 @ 04:39

باتشکر از همه دوستان عزیزی که در طول دوره بنده رو تحمل کردند :با شما هم هستم آقا ابوالفضل .

حلال بفر مائید :در ضمن خوشحال میشم اگر سری بما بزنید


نظرات
دسته‌بندی نشده
اسلام علیک یا امام رئوف
29 آگوست 2011 @ 07:54

ز بهشت برین خاک خراسان قسمتم ارگردد

     دیگر طمع بهشت ازسر ببرم بیرون


یک نظر
دسته‌بندی نشده
شب قدر است دوستان :مبادا …
21 آگوست 2011 @ 15:01

رابطه شب قدر با حجت زمان وامام عصر(عج)  

خداوند متعال در چهارمین آیة سورة مبارکة قدر می‌فرماید:
تنزّل الملائکة و الرّوح فیها بإذن ربهّم من کلّ أمر.
فرشتگان و روح، در آن شب به دستور پروردگارشان با هر فرمانی (برای تقدیر هرکاری) فرود آیند.
فعل مضارع «تنّزل» دلالت بر تکرار و بقاء «لیلةالقدر» دارد، و در آیات سوم و چهارم سورة دخان نیز:
فیها یفرَق کلّ أمر حکیم.1
در آن شب، هر فرمانی، برحسب حکمت صادر می‌شود
دلالت بر تجدد و دوام دارد. زیرا هیأت نحوی باب «تفعّل» اگر دلالت بر پذیرش یا تکلف یا هر دو می‌نماید. ظاهر این فعل‌ها، خبر از تفریق و تنزل امر در لیلةالقدرهای آینده می‌دهد.
این امر که در زمان رسول خدا(ص) به آن حضرت نازل می‌شده‌است، در هر شب قدر، باید بر کسی نازل و تبیین و تحکیم یا کشف شود که به افق نبوت نزدیک و پیوسته باشد.
قبول اصل وصایت رسول اکرم(ص) و امامت، ناشی از این معنی و مبتنی بر همین اساس است.
هنگامی که کسی قرآن را به عنوان کلام خدا پذیرفت به این معنی که همة سوره‌ها و آیات آن را پذیرفته است و یک مسلمان واقعی هم کسی است که تسلیم همة آیات قرآن باشد، پس هر مسلمانی الزاماً باید سورة قدر، و از آن سوره شب قدر، و استمرار آن را تا قیامت بپذیرد و لازمة پذیرفتن آن، آیة (تنزّل الملائکة…) که هر فرد با ایمانی ناگزیر از قبول آن است، این است که بپذیرد که در شب قدر فرشته‌ها و روح از جانب پروردگار با هر امری فرود می‌آیند و این امر یک متولی و ولی می‌خواهد که متولی و ولی آن امر باشد. اینکه خداوند در آیات سوم و چهارم سوره دخان می‌فرماید:
در آن شب هر فرمانی، برحسب حکمت صادر می‌شود٭ فرمانی از جانب ما، و ما همواره فرستندة آن بوده‌ایم.
دلالت بر تکرار و تجدید فرق و ارسال در آن شب دارد و به این معنا که آن شب، فرشتگان و روح، در هر سال، دائماً نازل می‌شوند؛ پس باید به طور مدام شخصی به عنوان «ولی» این امر باشد که به سوی او نازل و ارسال گردند که او همان ولی جهان و جهانیان خواهد بود؛ و هم اوست که اطاعتش بر همگان واجب است.
به همین سبب، هرکس ادعا کرد که من ولی امر هستم، باید ثابت کند که این امر توسط فرشتگان و رو ح بر او نازل شده و می‌شوند، و چون هیچ کس جز پیامبر و اوصیاء معصومینش(ع) نمی‌توانند مدعی این امر باشند و اساساً هم نیستند، باید از اوصیاء و پیامبر همواره کسی باشد که در شب قدر توسط روح و فرشتگان از جانب یزدان هر امری بر او نازل شود.
آیة مورد بحث، یکی از مستدل‌ترین آیات قرآن کریم بر ضرورت وجود همیشگی یک ولی امر از جانب خداست که امین بر حفظ و اجزاء و اداء امرالهی باشد، و آن همان امام معصوم(ع) است.
و هرکس نزول پیوستة فرشتگان و روح را در شب قدر بپذیرد که اگر به قرآن ایمان دارد باید بپذیرد، ناگزیر باید ولی امر را هم بپذیرد وگرنه کافر به بعضی از آیات قرآن خواهد بود، که در آن صورت چنین کسی بنابر بیان خود قرآن کریم کافر واقعی است.
چنان که خداوند در آیات 150 و 151 سورة نساء می‌فرماید:
إنّ الّذین یکفرون بالله و رسله و یریدون ان یفرّقوا بین الله و رسله و یقولون نؤمن ببعض و نکفر ببعض و یریدون أن یتّخذوا بین ذلک سبیلاً٭ أولئک هم الکافرون حقّاً و أعتدنا للکافرین عذاباً مهینا .
کسانی که به خدا و پیامبران خدا کافر شده‌اند و می‌خواهند بین خدا و رسولانش جدایی اندازند و می‌گویند به برخی ایمان می‌آوریم و به بعضی کافر می‌شویم و می‌خواهند در این میان (بینابین) اتخاذ کنند، اینان حقا کافرند و ما برای کفرکیشان عذاب خوارکننده‌ای مهیا کرده‌ایم.
و می‌بینید که خداوند، کسانی را که پاره‌ای از آیات خدا را بپذیرند و برخی را نپذیرند، کافر حقیقی می‌داند.
بنابراین مؤمن حقیقی کسی است که هم استمرار لیلةالقدر را تا قیامت پذیرا باشد و هم وجود حجت زمان و ولی امر، و امام معصومی که امر الهی را دریافت می‌کند و امین بر آن در جهت پاسداری، به‌کار بستن و اداء باشد، قبول کند؛ یعنی همان بزرگواری که در زمان وجود مقدس بقیةالله الاعظم حضرت مهدی(عج) می‌باشد و به همین سبب پیامبر خاتم(ص) بنابر آنچه شیعه و سنی از آن حضرت نقل کرده‌اند، فرمودند:
من أنکر المهدی فقد کفر.2


نظرات
دسته‌بندی نشده
التماس دعا !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
21 آگوست 2011 @ 14:36


نظرات
دسته‌بندی نشده
وقتی پرستو رفت
21 آگوست 2011 @ 14:14

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام برهمه دوستان عزیزم

امروزدوشنبه بیست وچهارم مرداده بناست بریم مجلس ختم بابای یکی از بچه ها خیلی سخته آدم باباشو تواین سن ازدست بده ولی خوب چکار مشه کرد باید راضی بود به رضای خدا اما چیزی که مهمه اینکه اگر ما تواین شرایط قرار گرفتیم چکار کنیم .

ببینید بچه ها مرگ ومردن بمعنی نابودی نیست بلکه بمعنی انتقال ماباید به وعده خدا ایمان داشته باشیم وبدونیم که پدریا مادری که ما از دست دادیم شاهد اعمال ورفتار ماهستند ومنتظرند تاما براشون هدیه بفرستیم هدیه فرستادن ما به این که ماخودمونو بااز دست دادن اونا نبازیم بلکه باتوکل به خدا محکمتر از گذشته گام برداریم وپله های ترقی رو هرچه سریع تر پشت سربزاریم تاهم اونارو خوشحال کنیم هم ثوابی به اونابرسه

مگه مامسلمون نیستیم مگه پیامبر ماتوکودکی یتیم نشد هم پدرشو ازدست داد هم مادرشو تازه اون پیامبر خدابود بااون عظمت وبزرگی همونی که باعث شدکه ماراه درست روبتونیم پیداکنیم واینوبدونیم که تومشکلات وسختیها یه خداهست که میشه بهش پناه برد و درد دلتوبهش بگی حالا ببین میخواهی چکار کنی میخواهی زانو غم بغل کنی همش فکرکنی حالاچون پدریامادر نداری دنیا تموم شده دیگه بیخیال درسو زندگی بیفتی دنبال رفیق و رفیق بازی و………

یااینکه نه مخوای کمر همت رو محکم ببندی ویه یاعلی بگی کاری کنی که حتی بقیه حس نکنن نبود یکی از ارکان خانوادرو

وقتی زندگی مردان بزرگ رومرور میکنی میبینی اکثرا آدمهائی هستند که بدون پدرومادر بزرگ شدن

امیدوارم شماهم ازاین به بعد نسبت به این مسئله دید درستی پیداکرده باشید

انشاءالله در تمام مراحل زندگی موفق باشید   

 

 

 


نظرات
دسته‌بندی نشده
یک دل پرگله
21 آگوست 2011 @ 14:09

راستی بچه ها یه مطلبی هست که لازم میدونم خدمت شما عرض کنم واونم این که اگر یه وقت از دست کسی ناراحت شدین سعی کنید اون موضوع رو قبل از اینکه با کس دیگه ای مطرح کنید اول به خودش بگین تا جلو خیلی از سوء تفاهم هاروبگیرید

بیچاره کسی است دوستی نداشته باشد وبیچاره تر ازاون کسی است که دوست خود را از دست بده


نظرات
دسته‌بندی نشده
چگونه دوستی انتخاب کنم
21 آگوست 2011 @ 13:59

سلام مجدد بهتر دیدم هروقت که وقت میکنم یه مطلب  جدید پیرامون دوست وشرایط دوست خوب برای همه دستان توسایت قرار بدم

ملاك و معيار انتخاب دوست

1 ـ دارا بودن فكر و عقيده سالم:

بر جوانان لازم است كه با افرادى مجالست و همنشينى داشته باشند كه صاحب عقيده پاك و فكرى سالم باشند چه اينكه داشتن فكرى سالم آدمى را به شخصيت فردى و اجتماعى سالم دعوت مىكند اينكه برخى به دنائت و پستى زندگى روى مىآورند به خاطر آن است كه داراى انديشهاى پاك و صحيح نمىباشند بسيار روشن است كه هرگز عقيده صواب انسان را به مسير ناصواب نمىكشاند.

نوجوانى و جوانى مقطعى از حيات آدمى است كه هنوز به نيمروز آن نرسيده بلكه در صبحدم حيات اجتماعى و تكليفى قرار دارد و بايد در هنگامه صبح، گل وجود خويش را با افكار و نيات پاك آبيارى نمود تا پژمردگى زودرس بر او عارض نشود. لازمه طراوت و شادابى گل وجود آدمى به اين است كه هم همت گمارد تا عقايد فطرىاش را سالم نگه دارد و هم با كسانى مصاحبت نمايد كه داراى افكار و عقايد پاك باشند.

على(عليه السلام) خطاب به يكى از يارانش بنام حارث همدانى چنين توصيه مىكند كه:

يا حارث وَاحْذَرْ صحابَةَ من يفيل رأيُهُ ويُنْكَرُ عَمَلُهُ فَاِنَّ الصاحِبَ مُعْتَبَرٌ بصاحِبِهِ.

«اى حارث از رفاقت با كسانى كه افكارشان خطا و اعمالشان ناپسند است دورى كن، همانا آدمى به اخلاق و سيره رفيقش خو مىگيرد و با افكار و اعمال و ى معتاد مي شود»(1).

در حقيقت دوست به منزله عضوى از اعضاى بدن است كه حفظ و مواظبت آن لازم است پس به همان اندازه كه انسان بايد در حفظ سلامت خود بكوشد تا آسيبى به او نرسد مىبايست در اعتقاد و افكار دوستان خويش نظارت كند تا عقايد و رفتارش را فاسد نكنند و نيز همت گمارد كه دوستان پاك ضمير را از دست ندهد چون از دست دادن آنها به منزله جدا شدن عضوى از اعضاى اوست.

در سخنى ديگر على(عليه السلام) مىفرمايند: مَنْ فَقَدَ اَخاً فى الله فَكاَنَّما فَقَدَ اَشْرَفَ اَعضائه.

«كسى كه دوست خوب خود را كه براى خدا با وى پيوند دوستى داشته از دست بدهد گويا شريفترين اعضاى بدن خود را از دست داده است»(2).


نظرات
دسته‌بندی نشده